شبانه روز

زیرنویس‌ها: انگلیسی , آلمانی , عربی , و ۱+ مورد دیگر
۱۳۸۶ |۹۴ دقیقه | درام , تاریخی | 6.5
روایت اول : تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار از زندگی و همسرش راضی نیست . او دغدغه هایش را با معلم نقاشی اش سلیمان که پسر خاله اش هم هست در ... میان میگذارد . به زودی رابطه ای عاطفی بینشان شکل میگیرد. در حالیکه عمه اش "امین اقدس " سعی دارد مانع پیوند آن دو شود.
روایت دوم : مرجان شکست خورده از زندگی مشترک روزگارش را با بیماری خود و آلزایمر مادرش میگذراند که ناگهان شوهر سابقش بازمیگردد . در زمانی که او باردار است اما مرد تازه زندگی مرجان، فرخ، همسر دیگری دارد که ستاره سینماست و هورا نام دارد...
روایت سوم : فوژآن طراح لباس قرار است با پسردایی اش فرزان ازدواج کند که بابک از راه میرسد و سیر پیش بینی شده زندگیشان به هم میریزد. با بالا گرفتن رابطه فوژآن و بابک و ازدواج عنقریبشان فرزان آرام از او دور میشود. پس از اینکه فوژآن در شب عروسی اش میفهمد بر اثر بیماری ای که دارد فقط 3 ماه دیگر زنده است از ازدواج با باک منصرف میشود. اما فرزان همچنان خواستار زندگی مشترک با اوست...
روایت چهارم : سیاوش استاد نقاش که به تازگی همسرش را از دست داده دچار افسردگی و انزوا شده است . در یکی از شب بیداری هایش با دختری زخمی برخورد میکند که حافظه اش رااز دست داده است . سیاوش از او نگه داری و مراقبت میکند و از پریشانی و پژمردگی گذشته فاصله میگیرد.. اما زمان زیادی نمیگذرد که او در میابد که دخترک به او دروغ گفته است و نام واقعی اش رعنا است و با جوانی به نام کریم از شهرستان گریخته و او را درش هر بزرگ گم کرده است به این ترتیب یک بار دیگر سیاوش تنها میماند.
چهار داستان تركیب شده كه به طور موازی روایت می شود. تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار كه از دسیسه های اندرونی دربار و بی وفایی شوهرش به تنگ آمده، خاطراتش را برای پسرخاله و معلمش سلیمان بازگو می كند. در حالی كه سلیمان مدام از گفتن آنچه در دل دارد طفره می رود. فوژان رهایی طراح لباس است قرار است با پسرعمه اش فرزان ازدواج كند اما پس از آشنایی با بابك زندگی اش دستخوش تغییر می شود. مرجان با وجود شكست در ازدواج اولش با فرهاد و بیماری مادرش تلاش می كند دوباره روی پاهای خود بایستد و با توسل به عشق همسر دوم و همیشه در سفرش، فرخ زندگی اش را از نو بسازد. سیاوش كسرایی نقاش زندگی آرام و عاشقانه ای را در كنار همسرش بهار پشت سر می گذارد تا آنكه مرگ بهار آرامش او را در هم می ریزد. او افسرده و بی امید و بی خواب می شود و در یكی از شب گردی هایش پیكر بی هوش دختری را در خیابان پیدا می كند. حال جسمی دختر بهتر می شود اما حتی نام خود را به یاد نمی آورد. فوژان در روز عروسی اش با بابك برآشفته می شود و از آرایشگاه می گریزد. در همان روز صدای زنگ تلفن همراه در دربار قاجاری صحنه فیلمبرداری را به هم می زند و در می یابیم آنچه از زندگی تاج السلطنه دیده ایم، فیلم بوده است. گوش همراه حورا شیوا ـ ستاره سینما و بازیگر نقش تاج السلطنه ـ دوباره زنگ می زند و به او خبر می رسد كه برای پسرش در مدرسه اتفاقی افتاده و او را به بیمارستان برده اند. سیاوش همچنان از دختر مراقبت می كند و حضور این مهمان ناخوانده دوباره زندگی را به خانه او باز می گرداند. دختر كم كم دل بسته سیاوش می شود و یك شب اعتراف می كند كه نامش رعناست. تمام این مدت دروغ می گفته، با جوان محبوبش از خانه فرار كرده بود و حافظه اش ایرادی ندارد. حورا به دنبال همسرش می گردد و او را نمی یابد. خود را به بیمارستان می رساند و شهرام منزلت بازیگر نقش سلیمان به یاری اش می آید.
بیشتر
بازیگران
خلاصه داستان
درباره شبانه روز
روایت اول : تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار از زندگی و همسرش راضی نیست . او دغدغه هایش را با معلم نقاشی اش سلیمان که پسر خاله اش هم هست در میان میگذارد . به زودی رابطه ای عاطفی بینشان شکل میگیرد. در حالیکه عمه اش "امین اقدس " سعی دارد مانع پیوند آن دو شود. <br /> روایت دوم : مرجان شکست خورده از زندگی مشترک روزگارش را با بیماری خود و آلزایمر مادرش میگذراند که ناگهان شوهر سابقش بازمیگردد . در زمانی که او باردار است اما مرد تازه زندگی مرجان، فرخ، همسر دیگری دارد که ستاره سینماست و هورا نام دارد...<br /> روایت سوم : فوژآن طراح لباس قرار است با پسردایی اش فرزان ازدواج کند که بابک از راه میرسد و سیر پیش بینی شده زندگیشان به هم میریزد. با بالا گرفتن رابطه فوژآن و بابک و ازدواج عنقریبشان فرزان آرام از او دور میشود. پس از اینکه فوژآن در شب عروسی اش میفهمد بر اثر بیماری ای که دارد فقط 3 ماه دیگر زنده است از ازدواج با باک منصرف میشود. اما فرزان همچنان خواستار زندگی مشترک با اوست...<br /> روایت چهارم : سیاوش استاد نقاش که به تازگی همسرش را از دست داده دچار افسردگی و انزوا شده است . در یکی از شب بیداری هایش با دختری زخمی برخورد میکند که حافظه اش رااز دست داده است . سیاوش از او نگه داری و مراقبت میکند و از پریشانی و پژمردگی گذشته فاصله میگیرد.. اما زمان زیادی نمیگذرد که او در میابد که دخترک به او دروغ گفته است و نام واقعی اش رعنا است و با جوانی به نام کریم از شهرستان گریخته و او را درش هر بزرگ گم کرده است به این ترتیب یک بار دیگر سیاوش تنها میماند.
چهار داستان تركیب شده كه به طور موازی روایت می شود. تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار كه از دسیسه های اندرونی دربار و بی وفایی شوهرش به تنگ آمده، خاطراتش را برای پسرخاله و معلمش سلیمان بازگو می كند. در حالی كه سلیمان مدام از گفتن آنچه در دل دارد طفره می رود. فوژان رهایی طراح لباس است قرار است با پسرعمه اش فرزان ازدواج كند اما پس از آشنایی با بابك زندگی اش دستخوش تغییر می شود. مرجان با وجود شكست در ازدواج اولش با فرهاد و بیماری مادرش تلاش می كند دوباره روی پاهای خود بایستد و با توسل به عشق همسر دوم و همیشه در سفرش، فرخ زندگی اش را از نو بسازد. سیاوش كسرایی نقاش زندگی آرام و عاشقانه ای را در كنار همسرش بهار پشت سر می گذارد تا آنكه مرگ بهار آرامش او را در هم می ریزد. او افسرده و بی امید و بی خواب می شود و در یكی از شب گردی هایش پیكر بی هوش دختری را در خیابان پیدا می كند. حال جسمی دختر بهتر می شود اما حتی نام خود را به یاد نمی آورد. فوژان در روز عروسی اش با بابك برآشفته می شود و از آرایشگاه می گریزد. در همان روز صدای زنگ تلفن همراه در دربار قاجاری صحنه فیلمبرداری را به هم می زند و در می یابیم آنچه از زندگی تاج السلطنه دیده ایم، فیلم بوده است. گوش همراه حورا شیوا ـ ستاره سینما و بازیگر نقش تاج السلطنه ـ دوباره زنگ می زند و به او خبر می رسد كه برای پسرش در مدرسه اتفاقی افتاده و او را به بیمارستان برده اند. سیاوش همچنان از دختر مراقبت می كند و حضور این مهمان ناخوانده دوباره زندگی را به خانه او باز می گرداند. دختر كم كم دل بسته سیاوش می شود و یك شب اعتراف می كند كه نامش رعناست. تمام این مدت دروغ می گفته، با جوان محبوبش از خانه فرار كرده بود و حافظه اش ایرادی ندارد. حورا به دنبال همسرش می گردد و او را نمی یابد. خود را به بیمارستان می رساند و شهرام منزلت بازیگر نقش سلیمان به یاری اش می آید.
Watch With Subtitles